دکتر حسن آقاجانی در نخستین نشست «در سایهسار اندیشهی بزرگان» مفهوم عشق در اندیشهٔ ابنسینا را حقیقتی وجودشناختی و نه صرفاً هیجانی محدود به احساسات و عواطف معطوف به فیزیولوژی برشمرد
نخستین جلسه از سلسلهنشستهای ادبی‑فلسفی «در سایهسار اندیشهی بزرگان»، یکشنبه ۲۱ تیرماه ۱۴۰۵، با موضوع « مفهوم عشق در اندیشهی ابنسینا» در مهدی کلینیک برگزار شد. در این نشست دکتر حسن آقاجانی به بیان دیدگاه خود درباره عشق از منظر ابن سینا پرداخت.
به گزارش روابط عمومی دفتر ارتباط با دانش آموختگان این نشست با حضور دکتر سیدمنصور گتمیری رئیس دفتر ارتباط با دانشآموختگان، دکتر کرمالله طولابی استاد دپارتمان لاپاراسکوپی دانشگاه علوم پزشکی تهران، دکتر علی مخبر عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران در دپارتمان روماتولوژی و phD فلسفه، دکتر حسن آقاجانی رییس دپارتمان بیماریهای قلب و عروق دانشگاه علوم پزشکی تهران و جمعی دیگر از اساتید صاحبنظر در حوزههای فلسفه و ادبیات برگزار شد.
دکتر حسن آقاجانی در این نشست با اشاره به تعریضهای حافظ شیرازی نسبت به آرای بوعلیسینا و خوانش ابیاتی از مثنوی معنوی از جمله «حرف و صوت و گفت را بر هم زنم / تا که بیاین هر سه با تو دم زنم»، به بررسی پیشینهٔ تاریخی و ادبی تقابل عقل و عشق پرداخت و گفت که گفتگوها و چالشهای پیرامون عقل و عشق چنان ریشهدار و گسترده است که شالودهٔ اصلی دیوانهای بزرگ شعر فارسی را شکل میدهد.
وی با تأکید بر لزوم بازخوانی این تقابل از دیدگاه حکمت ایرانی افزود که برای گشودن گره میان عقل و عشق، باید به آراء و آثار ابنسینا رجوع کرد، چرا که بخشی از تعریضها و اشارات حافظ شیرازی در مباحث مرتبط با دفتر عقل و آیت عشق، در واقع نقد دیدگاههای بوعلیسینا در تبیین حقیقت عشق است.
وی تصریح کرد: از منظر ابنسینا، عشق را نباید یک هیجان زودگذر یا احساسات و عواطف متکی به نوسانات فیزیولوژیک دانست. بلکه عشق حقیقتی وجودشناختی است که در سراسر نظام هستی جریان دارد.
دکتر آقاجانی با تأکید بر اینکه عشق ماهیتی شهودی و یافتنی دارد و در قالب تعاریف صرفاً کلامی نمیگنجد، افزود که اگر انسانها میخواستند تنها بر اساس عقل ابزاری، محاسبات دقیق مادی و متر و معیارهای منفعتطلبانه زندگی کنند، دنیا به فضایی سخت و زیستناپذیر تبدیل میشد. به باور وی، آنچه به زندگی حرارت، معنا و صبوری بخشیده، تجلی عشق است که بستر سازش، گذشت و جهش معنوی انسان را فراهم میکند.
دکتر آقاجانی در ادامه به گفتگوهای خود با دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی، نویسندهٔ اثر سهجلدی «دفتر عقل و آیت عشق» اشاره کرد و یادآور شد که در یک تعریف جامع، ابنسینا عشق را «آگاهی عاشق به زیبایی معشوق» تعریف میکند. با این نگاه، برای درک زیبایی ابتدا به بستر عقل و فهم نیاز است و همین تبیین، مرزهای میان عشق زمینی و آسمانی را مشخص و شفاف میکند.
رئیس دپارتمان بیماریهای قلب و عروق دانشگاه در بخش دیگری از سخنان خود به نقد دیدگاههای مبتنی بر زهد قشری پرداخت و با استناد به آیهٔ شریفه «وَمَنْ کَانَ فِی هَٰذِهِ أَعْمَىٰ فَهُوَ فِی الْآخِرَةِ أَعْمَىٰ» و اشعار سعدی شیرازی گفت که برخلاف دیدگاههایی که دنیا را صرفاً مایهٔ مرارت میدانند، بزرگانی چون مولانا، حافظ و سعدی بر این باورند که تجلی معرفت و پاره شدن پردههای ذهنی باید در همین جهان رخ دهد، چرا که بیمعرفتی در این دنیا، سرگردانی در سرای دیگر را به همراه خواهد داشت.
دکتر آقاجانی در پایان خاطرنشان کرد که محدودیتسازیهای بیپایه در این حوزه راه به جایی نمیبرد و مکتب عرفان و حکمت ایرانی، دعوت به فهم و شعور درست است. وی تأکید کرد که ارزش اقدامات انسان به میزان فهم و حسن فاعلی او بستگی دارد، بنابراین مبنای اصلی عشق در اندیشهٔ ابنسینا، به میزان شعور، درک و اصالت عقل انسان بازمیگردد و حکمت ایرانی همواره بر فهم درست از عشق، در سایهٔ تعقل و شهود توأمان، تأکید داشته است.
نظر دهید